طراح، مسئول، مردم؛ / یادداشتی پیرامون کمپین های شهری اخیر

چند وقتی است که در شهر تهران در مناسبت های مختلف شاهد کمپین های گسترده گرافیکی هستیم. طراحان این کمپین ها از طریق کارگاه‌های چند روزه به طراحی آثار پرداخته بودند. این حرکت که باعث جذب نیروی جوان در عرصه هنر می‌شود، جوانب و ابعاد زیادی دارد که البته خیلی حساس هستند. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در این کمپین‌ها با آن مواجه هستیم، تفاوت چشمگیر آثار با خروجی آن ها در اکران است که اغلب نارضایتی طراحان را در پی دارد. این مسئله باعث شد تا با چند تن از طراحان گرافیک با تجربه چند ساله در زمینه اجرای کمپین‌های شهری و آشنا با کمپین‌های اخیر  به گفت و گو بنشینیم و نظرشان را جویا شویم. ماحصل این گفتگو نکاتی بود که در قالب یک یادداشت کوتاه همراه با چند پیشنهاد برای بهبود این کمپین‌ها در ادامه خواهد آمد. جا دارد از برگزارکنندگان این کارگاه‌ها که با هدف ارزش قائل شدن به نیروی هنرمند جوان است تشکر صمیمانه کنیم و یادآور شویم که این متن را به امید موثر واقع شدن و پیشرفت این جریان در مراحل بعدی منتشر می‌نماییم. مطمئنا اگر نکات مثبت و چشمگیری در این حرکت دیده نمی‌شد، تلاشی برای بهبود آن صورت نمی‌گرفت.


tri-pre

طراح، مسئول، مردم، سه ضلع یک مثلث که متأسفانه این روزها برای ایجاد کمپین های تبلیغات شهری ناموفق ترسیم می‌شود.
طراح توپ را در زمین مسئول می اندازد و مسئول آن را به مردم پاس می دهد و مردم هم که برایشان فرقی نمی کند چه تصاویری را قرار است ببینند. نکته جالب در بین این پاس کاری‌ها، متهم شدن طراحان گرافیک ایرانی به نشناختن نیاز و میل مخاطب، آن هم از سوی برخی از مسئولین بی ربط! است.
به نظر نمی‌رسد این اتهام زدن دلیلی جز عدم آگاهی نسبت به رشته‌ی گرافیک داشته باشد! باید به آگاهی این دسته از مسئولین رساند که در نظرگرفتن مخاطب و توجه به نیاز های او از اصول اولیه‌ی رشته‌ی گرافیک است و یک طراح گرافیک برای ارائه‌ی اثری ماندگار نیازمند شناخت دقیق از مخاطب است. جای تاسف دارد اما گه گاه دیده می‌شود که برخی از مسئولین به خاطر مسئول بودنشان! به خود اجازه می دهند به جای مردم صحبت کنند، نظر دهند و حتی حکم صادر کنند و در توجیه عمل خود بگویند: « مردم نمی‌فهمند! »
می توان پذیرفت که در روزگار ما سطح سواد بصری و رسانه ای بیشتر مردم در حد مطلوب و قابل قبول نیست و این امر مطمئنا آن ها را دچار مشکلات و مخاطراتی خواهد نمود؛ اما آیا همه ی تقصیر با مردم است؟ آیا مقصر پایین بودن سطح سواد بصری و رسانه‌ای، نفهم دانستن مردم(!) از سوی مسئولین بی ربط سازمان ها ذی ربط نیست؟
راه اندازی کمپین های تبلیعاتی شهری با موضوعاتی که سعی در فرهنگ سازی برای مردم دارند پدیده ای خوب، به جا و قابل توجه است. چند وقتی است برخی از این سازمان های مسئول تلاش هایی را در زمینه ی تولید آثار گرافیکی به منظور استفاده در فضای تابلوها و بیلبوردهای شهری آغاز نموده اند، تصمیم به برگزاری کارگاه هایی گرفتند تا از طراحان گرافیک بیشتر بهره ببرند.
این تصمیم در نگاه اول تصمیم خوبی به نظر می رسد اما با کمی دقت نظر چند پرسش در مورد این تصمیم به ذهن می آید:
– آیا طراحان گرافیک حرفه ای از عهده ی طراحی این کمپین ها بر نمی آیند؟
– آیا دست مزد طراحان گرافیک حرفه ای بالاست؟
– آیا استفاده از نیروی جوان‌تر به موفقیت کارها کمک بیشتری می‌کند؟
– کسانی که شرکت کننده هستند آیا توانایی لازم برای طراحی این کمپین ها را دارند؟
– گزینش آنها چگونه است؟
– آیا اساتیدی که بر کار آنها نظارت می‌کنند آنها را تایید می‌کنند؟
– آیا پس از تایید طرح ها از سمت اساتید، مدیران هم اعمال نظر و بعضا حذف و اضافه‌ای انجام می‌دهند؟
– آیا اساتید، کارهای نهایی و اجرا شده را در سطح شهر تایید می‌کنند؟
– انگیزه اصلی شرکت کنندگان چیست؟ دستمزد بخور و نمیر؟ مراوده و کسب تجربه از اساتید؟ اکران کارهایشان در سطح شهر و دیده شدن؟
– مدیران چه انگیزه ای برای برگزاری دارند؟ صرفه‌جویی در هزینه‌ها؟ اعمال نظر راحت‌تر و بی‌زحمت‌تر روی طرح ها؟ استفاده رسانه ای از انجام این کارگاه ها برای بزرگ جلوه دادن سازمان خود؟

متاسفانه معمولا نتایجی که در پس این رفتار دیده می شود، مطلوب نیست، مانند: اکران کارهای نه چندان قوی و سطحی، عدم رضایت طراحان از نحوه داوری آثار، دخل و تصرف بر روی طرح‌های انتخاب شده، عدم رضایت مالی طراحان در قبال دستمزدها، عدم رضایت اکران از سوی اساتید و طراحان، پایین آمدن تعرفه طراحی و مخدوش شدن بازار کار گرافیک و …
به نظر می رسد استفاده از نیروی جوانی در کنار تجربه اساتید با ساز و کار البته صحیح، کار پسندیده ای باشد، اما نه در وسعت مهمترین ظرفیت‌های کشور که اهمیت ویژه‌ای دارد. راه کار اصلی اینگونه کارها، همان تدبیری ست که تمام دنیا به آن مشغول هستند؛ سفارش دادن به استدیوهای حرفه ای طراحی که در این زمینه‌ها متخصص هستند و درصد بدست آوردن نتایج نامطلوب در آنها بسیار کمتر از اینگونه کارگاه ها هست.

در حالتی که خروجی کارهای بنام یک سازمان تمام می‌شود، تمامی حق دخل و تصرف برای آن سازمان است و طراحان و اساتید ناظر بر کارها عملا اختیار زیادی در دفاع از آثار هنگام اکران ندارند. اما زمانی که اسم یک استاد برجسته یا یک تیم طراحی معتبر قرار باشد زیر کارها دیده شود و مسئولیت تمامی نتایج اکران به عهده استاد یا استودیو باشد، دیگر سازمان حمایت کننده نمی تواند نظر خود را از صفر تا صد اعمال نماید و توجهی به تکنیک های هنری موردنظر هنرمندان نداشته باشد. همانطور که در اکران‌های اخیر شهری دیده شد، خروجی آثار طراحان گرافیک با آنچه در سطح شهر اکران شد، تفاوت زیادی داشت. نکات مهمی در این کارهای رعایت نشده بود که تماما توسط سازمان برگزارکننده نادیده گرفته شده بودند.

اگر در پس این حرکت فقط راحتی از هزینه ها و اعمال نظرات سلیقه‌ای حمایت کننده باشد و توجهی به بعد هنری و تخصصی کمپین ها نشود، جای بسی تاسف در پی خواهد داشت اما چنانچه در این جریان به پیشرفت سواد بصری عموم جامعه و نیز افزایش تجربیات هنرمندان نیز شکل گیرد، بی شک جریانی خواهد بود که بیشترین منفعت را به نفع هنر و جامعه خواهد داشت.

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند. *

دو × یک =