کار گرافیک نان شب نیست / مصاحبه با عوامل استودیو چپ چین

chapchin-studio (7)

در استودیو «چپ چین»طراحان خلاق و هنرمندی کار می کنند و به جرات می توان گفت کمتر کسی ست که خروجی‌های این استودیو را ندیده باشد. در کارنامه چهار ساله فعالیت رسمی این استودیو که در مشهد شکل گرفته اما جهانی کار می کند، سه سال متوالی حضور پررنگ در هفته طراحی گرافیک که مهمترین اتفاق جامعه گرافیک ایران است به چشم می خورد.

«این بار جاهای خالی را پر نکنید» شعار نام آشنای کمپینی است که در سال گذشته بیلبوردهایش برای طرح پیرایش تهران تمام شهر را پر کرد و به گفته استودیو چپ چین که مدیریت طراحی این پروژه را به عهده داشت، این طرح تا آنجایی که عملی شد بازخورد بسیار خوبی پیدا کرد.

chapchin-studio (11)

این روزها هم تصاویر چهره هایی که بیلبوردهای شهرمان مشهد را خندان کرده، پروژه دیگری است که استودیو چپ چین با همکاری استودیو سروش رئوف مردم را به سبزی سلامت و آبی آرامش دعوت می کند. در این استودیو که کار گروهی حرف اول را می زند، داوود مرگان، فرید یاحقی، جواد زری نیا و عقیل حسینیان اعضای اصلی هستند و درخور هر پروژه افرادی با تخصص های دیگر به جمعشان اضافه می شوند. خروجی‌های این استودیو شکل روزمره ای ندارند و هنرشان در فضای بدون مرز چپ چین هر روز به شکلی متفاوت و تازه تبدیل می شود.

در ادامه با فرید یاحقی و داوود مرگان درباره چپ چین، دلایل موفقیت اش، فضای کار گرافیک و اهمیت آن در زندگی شهری به گفتگو نشسته ایم.

درباره استودیو چپ چین
داوود مرگان درباره استودیو چپ چین می گوید: من و فرید در طول دوره کارشناسی رشته طراحی گرافیک در دانشکده هنر دانشگاه فردوسی مشهد، پروژه های مشترک گوناگونی داشتیم و پس از چندین سال تجربه کار انفرادی از سال ۹۰ تصمیم گرفتیم تا در قالب استودیو چپ چین همکاری های خود را از سر بگیریم. با وجود تمام تفاوتهای فردی که داریم تیم خوبی تشکیل داده‌ایم و کم کم طراحان دیگری نیز به این تیم اضافه شده اند. او در توضیح انتخاب نام چپ چین می گوید: ما هر دو چپ دست هستیم و در عین حال چپ چین یک اصطلاح فنی در صفحه آرایی و گرافیک است. فرید یاحقی نیز در ادامه درباره دلیل موفقیت های این استودیو می گوید: چیزی که شکل کار ما را متفاوت می کند این است که چپچین از معدود استودیوهای هنری است که به معنی واقعی کلمه، استودیو است؛ یک استودیوی هنری اساسا جایی است که افراد مختلف با توانایی های مختلف روی یک پروژه مشترک کار می کنند و نتیجه ای که به دست می‌آید ماحصل یک تلاش گروهی است نه شخصی. کاری که ما انجام می دهیم شخصیت خود چپ چین را دارد نه یک شخص خاص و این ویژگی اصلی کار ماست. اسم چپ چین خیلی بیشتر از نام هرکدام از ما شنیده شده و خلق چنین هویتی بسیار ارزشمند است. ما حتی در نظر داریم بتوانیم افراد بیشتری را با توانایی های متفاوت تری جذب کنیم و با افراد مختلفی کار کنیم، مثل پروژه هفته طراحی گرافیک در سال ۹۳ که بدون حضور هر یک از سی نفری که با ما همکاری کردند به سرانجام نمی‌رسید. او در ادامه به اهمیت کار اجرایی اشاره میکند و می گوید: ما معتقدیم همانقدر که ایده ارزشمند است اجرا هم ارزشمند است و ایده خوب بدون اجرای خوب به نتیجه نمی رسد. اساس تجربه های ما «آزمون و خطا» و «کشف و شهود» است. ما با طراحی گرافیک، بازیگوشانه برخورد می کنیم! تفاوت این بازیگوشی با بازی کودکانه این است که طراح گرافیک برای رسیدن به یک هدف بازی می کند و اینجاست که تفاوت بازی هدفمند با یک بازی که صرفا به منظور سرگرمی است مشخص می شود، مانند بازی آزمون و خطایی که برای نمایشگاه «گرافیک/  بدون عنوان» طراحی و ساخته شد.داوود مرگان نیز می گوید ما خیلی علاقمندیم با توجه به امکانی که کار گروهی به ما می دهد تجربه های جدیدی کسب کنیم. تا کنون هم خوشبختانه هر تجربه ای که داشته ایم موفقیت آمیز بوده است. او درباره نمایشگاه گرافیک/  بدون عنوان نیز که چندی پیش با حضور چند تن از دیگر طراحان شناخته شده مشهدی برگزار شد ادامه می دهد: اتفاقی که در این نمایشگاه افتاد نیز با همین دیدگاه شکل گرفت. آزمون و خطا اساس تجربه کردن ما است. ویدئوهایی هم که در نمایشگاه پخش شدند پشت صحنه کارهای ما بودند و فرایند تولید را که برای ما خیلی جذاب است به نمایش گذاشتند.

نمایشگاه گرافیک/  بدون عنوان

non-title

داوود مرگان درباره این نمایشگاه که پاییز امسال در مشهد برگزار شد می گوید: در این نمایشگاه قرار بر این شد هرکسی بعد از چندین سال که به شکل حرفه ای به طراحی گرافیک مشغول بوده است، نگاه جدید خودش را به طراحی گرافیک ارائه کند. برای آنچه قرار بود در نمایشگاه، انتخاب و دیده شود هیچ هماهنگی بین شرکت کنندگان نشده بود و از این جهت که هیچ کدام از کارها چیزی شبیه پوستر یا طراحی یک لوگو نبودند، باعث شد که کل کار تحت عنوان گرافیک، وجه دیگری از ارتباط تصویری را به مخاطب نشان دهد. فرید یاحقی نیز در تکمیل صحبتهای همکارش به ما می گوید: بین آثار خط و ربط وجود داشت، از این جهت که هیچ کدام قصد نداشتند انتظارات کلیشه ای از مواجهه با یک نمایشگاه گرافیک را برآورده کنند. بعد از سالها تجربه کاری، «گرافیک/  بدون عنوان» برای ما بیشتر یک نمایشگاه هنری بود تا مجالی برای ارائه کارهای قبلی. جایگاه واقعی طراحی گرافیک دیوارهای گالری نیست و باید بر در و دیوار شهر آن را جستجو کرد. چالش اساسی ما این بود که اگر بخواهیم به عنوان کسانی که حرفه مان طراحی گرافیک است وارد یک فضای خنثی مثل گالری شویم چه اثری را باید ارائه دهیم که دیدگاه کلی ما را نسبت به کارمان نشان دهد و در عین حال لزوما اثری با خصایص مشخص یک کار گرافیکی- که وابسته به بافت و زمان و در راستای حل مسأله‌ای کاربردی است – نباشد؟ آثاری که در این نمایشگاه عرضه شد، همنشینی دوباره گروهی بود که طی نزدیک به ده سال بعد از اولین نمایشگاه خود در کنار دیگر طراحان مشهدی تحت عنوان «زبان اصلی»، به شکل جدی در راستای ارتقای کیفیت طراحی گرافیک در مشهد تلاش کرده است.

سرو نقره ای برای استودیو چپ چین
مرگان در توضیح دریافت این جایزه می گوید: ما در سال ۹۲ در بخش رسانه‌های نو سرو نقره ای را برای ویدئوی «سیرکوگرافیک» دریافت کردیم و در سال ۹۳ نیز طراحی هویت بصری رویداد هفته طراحی گرافیک تهران را عهده دار شدیم؛ پروژه ای که با وجود تمام دشواری های اجرایی‌اش بازتاب گسترده ای در ایران و جهان داشت.

روز جهانی گرافیک و استودیو چپ چین
هفته گرافیک امسال با حضور رودی باور، گرافیست نامی فرانسوی، در تهران برگزار شد و زمینه آشنایی و همکاری ما را با ایشان پیش آورد. ایده رودی باور برای نمایشگاه اش در موزه هنرهای معاصر تهران، برپایی یکسری چادر در محیط نمایشگاه بود. پیشنهاد ما این بود که از چادرهای قومی ایران استفاده شود و چون آقای باور می خواست یکی از این چادرها را از ایران خارج کرده و در نمایشگاه های بعدی‌اش در هلند و آرژانتین بازسازی کند، چادری را طراحی کردیم که قابلیت جمع شدن و حمل و نقل داشته باشد. الگوی این سازه فلزی برگرفته از چادرهای ترکمن بود که در طول برپایی نمایشگاه با استقبال خوبی مواجه شد.

باید امکان ارتباط بخش های اقتصادی و نیروی خلاق کاری بیشتر شود
فرید یاحقی درباره تجربه های کاری شان می گوید ما هر سفارشی را که بتوانیم با آن ارتباط حسی قوی تری برقرار کنیم می‌پذیریم. ممکن است این کار یک بسته بندی مواد غذایی باشد یا یک موزیک ویدئو. هر کدام تجربه چالش برانگیزی است و ما سعی می‌کنیم فرایند حل آن را شیرین و جذاب کنیم. او در ادامه درباره فضای کار هنری و گرافیکی در مشهد می گوید: مشهد قابلیت بسیار بالایی هم به لحاظ تعدد سفارش کار و هم به لحاظ دسترسی به طراحان مجرب دارد، ولی مشکلی که در کل جامعه دیده می‌شود عدم امکان ارتباط بخش‌های اقتصادی و منابع خلاق کاری است. فاصله و شکاف بزرگی بین این دو فضا وجود دارد که آن هم نشات گرفته از عدم همنشینی صاحبان سرمایه مالی و سرمایه فکری در یک ظرف است. این دو در شرایط خاص و محدودی به یکدیگر نزدیک می شوند که آن جاها اتفاقات خوبی می افتد، اما این کافی نیست. اکثر بیلبوردهای تبلیغاتی که هزینه های خیلی گزافی برای اجارهشان پرداخت میشود، طراحیهای ساده و پیش پا افتاده ای دارند و این سوال پیش میآید که ما این همه طراح گرافیک حرفه ای داریم پس چرا کار خوبی نمیبینیم؟ من فکر میکنم در حال حاضر چاره‌ای جز این نیست که جامعه هنری خود را مجبور کند که از فضای بسته و ایزوله خود فراتر رود و با یک روی گشاده و صبورانه سرمایه گذارهای خوش فکر را به سمت خود جلب کند. داوود مرگان در ادامه صحبتهای همکارش تصریح می‎کند: گاهی اوقات افرادی آگاه، حساس و دلسوز درون این بخش ها وجود دارند که این دو گروه را به یکدیگر پیوند می دهند. این ها کسانی هستند که هردو قشر هنرمند و سرمایه دار را می‌فهمند و این باعث نزدیکی آن‌ها می‌شود. اتفاق ناخوشایند این است که با رفتن یا کمرنگ شدن این افراد و یا حتی تغییر در مدیریت ها ارتباط هم قطع میشود.

ضعف کار گرافیک در کجاست؟
مرگان با تاکید بر اینکه هر کارفرما باید خودش را موظف بداند که برای کار تخصصی به کارشناس آن رشته رجوع کند، ادامه می دهد: با نگاهی به دهه گذشته که ما نقش فعال‌تری در زمینه کار حرفه‌ای مان داشتیم به وضوح شاهد پیشرفت طراحی گرافیک و نگاه رو به رشد کارفرما به آن بوده‌ایم. طی این ده سال طراحان خوب این شهر به نوبه خود تلاش‌هایی کرده اند که همزمان با رشد گرافیک، اعتماد سفارش دهندگان به تخصص گرافیک را هم به همراه داشته است. تلاش ما نیز بر این است که به ایده آلی که در ذهنمان است برسیم  و پیشرفتهای خوبی هم طی این سال‌ها صورت گرفته است. مشهد در زمینه تولیدات صنعتی و به خصوص غذایی یکی از بزرگترین قطب های صنعتی ایران محسوب می شود اما متاسفانه یا به دلیل محجوب بودن طراحان خوب و بالطبع ناشناخته ماندن آن ها و یا عدم آگاهی سفارش دهنده از کار خوب، گوی سبقت را افراد غیرمتخصص ربوده اند و این خود منجر به افت کیفیت در این زمینه شده است. حجم کار گرافیک در حوزه های مختلف زیاد است اما به آن نسبت خروجی‌های خوبی نداریم. قاعدتا باید کار تخصصی باشد اما در بدنه کار طراحی می بینید که افراد غیرمتخصص تعدادشان خیلی بیشتر از افراد متخصص است. خروجی دانشگاه‌ها به دلایل مختلفی جذب بازار کار نمی شوند و ایده آل هایی که در فضای اکادمیک به آن رسیده اند را پیدا نمی کنند و خیلی باید تلاش کنند تا خودشان را در فضای سفت و سخت کار در کشور پیدا کنند، ولی افراد دیگری هستند که با درجه پایینتری از تخصص یک فرد آکادمیک و با دستمزدهای بسیار پایین وارد فضای کار می شوند و حجم کار غیرحرفه ای را افزایش می دهند.

کار گرافیک نان شب نیست
یاحقی در ادامه درباره درآمدزایی و جنبه اقتصادی این رشته می گوید: گرافیک برای کسانی که دنبال بقا مادی هستند کار آنچنان درآمد زایی نیست، بنابراین میزان تقاضای مردان به نسبت زنان برای ورود به این رشته در دانشگاه‌ها کمتر شده است. از طرفی با توجه به اینکه فضای کار برای خانمها محدودتر است این قشر از جامعه کمتر جذب بازار کار می شوند و بخش اعظم فارغ التحصیلان این رشته ریزش می کنند. بنابراین افراد دیگری که سطح انتظاراتشان پایین تر است و دغدغه کمتری برای ارائه کار با کیفیت دارند، جایگزین می شوند. بنابراین طبیعی است که در این شرایط موازنه‌ای بین سرعت رشد فضاهای اکادمیک و فضای کاری فراهم نشود و کمیت از کیفیت پیشی بگیرد. گرافیک کاملا وابسته به اقتصاد است، زمانی که شرایط اقتصادی هر کشوری خوب باشد طراحی گرافیک نیز چه تجاری و چه فرهنگی رشد پیدا می کند. واقع بینانه که نگاه کنیم باید بپذیریم که طراحی گرافیک نان شب نیست که اگر نباشد نتوانیم دوام بیاوریم. بنابراین بدیهی است که در اولویت کاری خیلی از سفارش دهندگان بالقوه قرار نگیرد. تنها در صورتی که اوضاع اقتصادی به سامان باشد نیاز به طراحی و تبلیغات احساس و سفارش گذاری می شود و چرخ این رشته به عنوان یک حرفه مستقل شروع به گردش می‌کند.

chapchin-studio (1)

هیچ چیز بدون ریشه سبز نمی شود
فرید یاحقی پسر دکتر محمد جعفر یاحقی، پژوهشگر و نویسنده ادبی است. او درباره این ارتباط خویشاوندی می گوید: من معتقدم ما، ماحصل گذشتگان خود هستیم و هیچ چیز بدون ریشه سبز نمی شود. من شخصا در یک فضای کاملا فرهنگی و ادبی بزرگ شده‌ام و این در کنار ذائقه بصری که داشتم مرا به این سمت و سو هدایت کرده است. همکارم داوود هم که پدرشان سال‌ها در زمینه چاپ وچاپ خانه‌داری فعال بوده‌اند تحت تاثیر همین نگاه رشد کرده است. بنابراین اگر به عنوان مثال در خانواده‌ای بازاری به دنیا می‌آمدیم احتمالا اکنون در جایگاه دیگری بودیم.

فرم را تابع محتوا می‌دانیم
فرید یاحقی در توضیح پروژه هایی که انجام می دهند می گوید:کارهای ما خیلی در قالب و چارچوب تعریف شدهای نمیگنجد، محتوا برای ما در اولویت اول و قالب در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. وقتی محتوا ارزشمند باشد برایش رسانه و پنجره های مختلفی برای عرضه پیدا می شود، بنابراین ما بعد از این چند سال نمی دانیم بگوییم کارگردانیم، طراح گرافیک هستیم، مدرسیم، یا شاید چیزی تحت عنوان ارتباط گر تصویری! هستیم. چون این عناوین ما را محدود می کند. ما سعی کردیم با تکیه بر توانایی‌های تیمی و هم افزایی مرزهایمان را گسترده تر کنیم و در مواجهه با یک پروژه به محدودیت ها فکر نکنیم. وقتی از درون محتوا شروع می کنی و می خواهی فرم را بسازی و به آن جامه عمل بپوشانی ممکن است آن جامه رنگی و متنوع شود. همین قضیه درباره طراحی لوگوی استودیو هم صدق می‌کند، استودیوی ما لوگوی ثابتی ندارد بلکه دارای یک مفهوم بنیادین است که با تاکید بر محتوا اشاره ای به چپ دست بودن ما دارد. ما به فراخور هرکاری لوگوی متفاوتی طراحی می‌کنیم تا نماینده انعطاف و پویایی کارمان باشد. این روحیه ای اساسی در کار ماست و از دل یک مفهوم ممکن است چندین فرم مختلف تولید شود، به همین دلیل پروژه های ما متنوع از کار در می‌آیند.

به سفارش های تجاری، چاشنی فرهنگی تزریق می کنیم
داوود مرگان می گوید، اتفاقی که در مورد خروجی های کار ما می افتد این است که علاقمندیم علاوه بر کاری که انجام می‌دهیم چیزی هم به آن اضافه کنیم. همچنین علاقمند به فعالیت‌های بین رشته‌ای و استفاده از پتانسیل‌های موجود در هنرها یا هنرمندان اطرافمان هستیم. به‌طور مثال استفاده از هنرها و هنرمندانی در رشته‌های معماری، نقاشی، مجسمه سازی، خوشنویسی و … در تولید یک اثر گرافیکی، همچنین حضور ادبیات، موسیقی و یا تزریق چاشنی فرهنگی به یک کالای تجاری. ما فکر می‌کنیم چیزی که در جامعه ما بیشتر از کالای فرهنگی دیده می شود یک محصول تجاری است. شاید شما یک بسته‌بندی مواد غذایی را خیلی بیشتر از یک کالای فرهنگی ببینید و حتی تقاضا برای آن هم بیشتر باشد. پس می شود در فرم و محتوای بسته بندی چیزی تزریق کرد که همراه شاخصه های تجاری آن، ارزشی علاوه تر به آن افزوده شود.

هر چیزی زمانی دارد
یاحقی در پاسخ به این پرسش که «دیدگاه شما نسبت به جشنواره‌های استقبال از بهار مشهد چیست؟» گفت: اساس کار چیز خوبی بود اما باید کمی حساب شده تر پیش رود، هم در ایده ها و هم در جای گذاری و اجرای آن‌ها. این جشنواره در سال‌های گذشته برای هنرمندانی که فضای کار نداشتند اتفاق خوبی بود. باعث شد کارشان دیده شود و به واسطه آن کارهای دیگری هم انجام دهند و البته مثل خیلی از اتفاقات دیگر با فراز وفرودهایی همراه بود، اما هر چیزی زمان و دوره ای دارد و به نظر می رسد شکل برگزاری این رویداد به بازبینی جدی تری نیاز پیدا کرده است.


مصاحبه از ضحی زردکانلو، دنیای اقتصاد

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند. *

14 − یک =