چه شاخص‌هایی برای طراحی پوستر مذهبی لازم است؟ / مصاحبه با محمدرضا دوست محمدی

doostmohammdi-cover

طراح گرافیک در هیئت تنها یک ویترین ساز است. آن هویت هیئت است که خط مشی اصلی را می چیند. یک هیئت مولف که نمی‌خواهد مثل بقیه عمل کند باید فکر کند که مثلا بزرگ زدن اسم ها باید اتفاق بیفتد یا نه؟ این حوزه، حوزه ای معرفتی است که باید اساتید اخلاق و فقها اینها را مشخص کنند.


محمدرضا دوست محمدی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران یکی از داوران چند دوره سوگواره پوستر عاشورایی هیئت است. آنچه ما را بر آن داشت که به سراغ ایشان برویم این بود که اولاً در حوزه مفهوم سازی، مسئله پوستر آئینی را مورد ارزیابی قرار دهیم و همچنین نظر ایشان را در مورد موضوعاتی مانند جایگاه و ظرفیت هنر گرافیک برای انتقال فرهنگ عزاداری، همه گیر و مردمی شدن طراحی مذهبی، روند تطور پوستر مذهبی در ایران و… جویا شویم. ایشان معتقد است قبل از ورود به بحث گرافیک هیئت، باید چند قدم عقب تر رفت و به سولات اساسی‌تری در این حوزه پاسخ داد که «مثلا از منظر دینی، با این نوع تبلیغات ما داریم فخر می‌فروشیم و یا اینکه بخاطر مردم این کار را انجام می‌دهیم؟ آیا این رقابتی که در این بستر پدید آمده است خوب است یا نه؟ یکی از علما پاسخ دهد که رقابت در هیئت داری خوب است یا نه؟ » در ادامه مشروح مصاحبه بیرق را با این استاد دانشگاه می‌خوانید.

آیا می توان برای طرح‌های مذهبی معطوف به اعلان هیئت و مواردی از این دست از مفهوم “پوستر آئینی”  استفاده کرد؟ چه تعریفی را می توان برای آن در نظر گرفت؟ آیا اساسا دسته بندی در این باب وجود دارد؟ جایگاه و ظرفیت هنر گرافیک برای انتقال فرهنگ عزاداری و هیئت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بعنوان مقدمه باید عرض کنم پوستر یکی از جدی‌ترین و شاخص‌ترین قسمت‌های گرافیک است. یعنی رسانه‌ای است که خیلی معروف و کهن است اما نه در ایران. ما در ایران نمی توانیم بگوییم از دیرباز پوستر داشته‌ایم چون پوستر محصولی است که با چاپ بوجود آمده است. چند نکته در این بین وجود دارد و آن این است که آیا پوستر در خیابان‌های ایران وجود دارد یا خیر؟ اگر بگوییم که منظور ما از پوستر فقط آن کاغذ ۷۰*۱۰۰ نیست و بیلبوردها را هم شامل آن بکینم بحث کمی متفاوت می‌شود. اولین نکته این است که اساساً ما ایرانی‌ها به درستی از پوستر استفاده می‌کنیم یا نه؟ باید گفت در بعضی جاها مثلا در مورد تبلیغات بعضی فیلم‌ها در سوپرمارکت‌ها به درستی استفاده می‌شود. با اعتماد می‌توان گفت که در اینجا پوستر کار خود را درست انجام می‌دهد.

ولی در مورد سوال شما وقتی وارد کار مذهبی می‌شویم باید بررسی کنیم که چه چیزی از طراح خواسته می‌شود؟ آیا طراح گرافیک خودش مولف، محقق، هویت‌دار و با محتواست و یا اینکه صرفاً مجری است؟ حال آیا طراح گرافیکبه این مفاهیم معتقد است؟ یا اینکه صرفاً یک ابزار است؟ این مسائل تعیین کننده هستند.

پوستر قطعا می‌تواند مفاهیمی را منتقل کند. اصلا پوستر ساخته شده که انتقال پیام دهد. این پیام یا تجاری است و یا معنوی. باید در ابتدا تعریف کنیم که منظور ما از پوستر مذهبی و غیرمذهبی چیست؟ اینکه بگوییم پوستر آئینی احتمالا به آئین‌های مذهبی مربوط می‌شود که ما ایرانی‌ها آنها را انجام می‌دهیم. یعنی احتمالا به سراغ اعیاد و عزاداری‌ها و مراسم مذهبی می‌رویم. اگر بگوییم موضوع ما اعیاد و عزاداری‌هاست، بله می‌توان به آن پوستر آئینی گفت. اما از بین اینها بعضی صرفاً اعلان است و بعضی در راستای آن مراسم است و فرهنگ سازی به حساب می‌آید. مثلا در دهه محرم پوسترهایی با محتوای آزاده بودن و یا پیام های امام حسین(ع) منتشر می‌شود. پس از این حیث دو گونه کارکرد دارد.

پیرو فرمایش شما که فرمودید طراح گرافیک خودش یک هویت مستقل دارد و یا صرفا ابزار است بیشتر توضیح دهید، برای این موضوع چه مرزی قابل تصور است؟

ممکن است سفارش دهنده در ریز به ریز سفارش وارد شود و نظر دهد و در مقابل ممکن است سفارش دهنده کلیاتی را سفارش دهد و بقیه کار را به طراح گرافیک واگذار کند. اما چند مسئله وجود دارد. گرافیست در ذات یک تخصصی است مثل بقالی! خدماتی که ما ارئه می‌کنیم مشابه آن است! لذا این حداقل کاری است که گرافیست می‌تواند انجام دهد و ممکن است هیچ اعتقادی نیز نداشته باشد. ممکن است پوستر آئینی را به هانس شوماخر آلمانی سفارش دهیم، او باید کار خود را درست انجام دهد، اما ممکن است به آن ایده‌آل‌‌ها نرسیم. اینکه ایده‌آل‌ها چه هستند و ما الان باید به کجا برسیم بحث جداگانه‌ای است.

هر طراح گرافیکی باید بتواند وظیفه خود را که همان انتقال پیام است، به شکل درستی منتقل کند، خواه دیندار باشد و یا بی‌دین. لذا طراح گرافیک باید کار تخصصی خود را بدون هیچ حب و بغضی انجام دهد.

قطعا اگر آن فرد معتقد باشد، بخاطر اینکه انرژی بیشتری می‌گذارد و یا عشق و علاقه‌ای که دارد قطعا کار را می‌تواند بهتر کند. اگر اهل ایده‌پردازی و تفکر باشد حتما می‌تواند زوایای جدیدی را ببیند که حتی آن سفارش‌دهنده هم به آن زوایا واقف نبوده است. لذا اگر من آدم دغدغه‌مندی باشم با تخصصی که دارم کاری را طراحی می‌کنم که نهایت اثرگذاری را داشته باشد. لذا طراح گرافیک اگر اهل مطالعه و نظر باشد و هویت قلبی و اعتقادی داشته باشد قطعا می‌تواند با یک دغدغه بهتری سراغ این کار برود.

ما شاهد هستیم که طراحی مذهبی معطوف به هیئت بسیار همه‌گیر و مردمی شده است، این امر چه تهدیدها و یا فرصت‌هایی دارد؟ شما حلقه مفقوده در طراحی‌های مذهبی را چه چیزی می‌دانید؟

ما در کنار گرافیست و گروه هیئت نیاز به اساتید اخلاق و مجتهد داریم. برای چه؟ برای اینکه در تعیین موضوعات ما را کمک کند که مثلا در اعلان هیئت باید اسم و یا عکس خطیب و مداح مطرح شود یا خیر. اساساً اینکه اعلانات بر مبنای اسم مداح و یا سخنران بچرخد درست است یا نه؟  این را گرافیست نمی تواند جواب دهد. قبل از اینکه این مسائل تبدیل به تهدید شود این سوال را کسی باید در آن هیئت جواب دهد. مثلا قبل از اینکه دانشجوی مجسمه سازی در کنکور پذیرفته شود باید به این سوال پاسخ بدهم که مجسمه سازی در اسلام حلال است و یا حرام؟

گرافیست در هیئت تنها یک ویترین ساز است. آن هویت هیئت است که خط مشی اصلی را می چیند. یک هیئت مولف که نمی‌خواهد مثل بقیه عمل کند باید فکر کند که مثلا بزرگ زدن اسم ها باید اتفاق بیفتد یا نه؟ این حوزه، حوزه ای معرفتی است که باید اساتید اخلاق و… اینها را مشخص کنند.

ما در هیئت این جور آدم ها را لازم داریم. اگر این افراد باشند بر سر پوستر هیئت نیز تعقل می کنند که مثلا از منظر دینی، با این نوع تبلیغات ما داریم فخر می‌فروشیم و یا اینکه بخاطر مردم این کار را انجام می‌دهیم؟ ممکن است نیتی خوب باشد ولی نتیجه بدی به همراه داشته باشد. آیا این رقابتی که در این بستر پدید آمده است خوب است یا نه؟ یکی از علما پاسخ دهد که رقابت در هیئت داری خوب است یا نه؟ من باید ناراحت باشم از اینکه مجلسم از مجلس دیگری خلوت تر است یا باید خوشحال باشم؟

به نظر من اصل ماجرا این است. اعلان و پوستر هم در واقع پوست آن درون را تشکیل می دهند. در ارزیابی‌هایی که در مورد پوستر ها داشتیم گفته می شد مثلا این طرح شبیه طرح فلانی شده است! من می گفتم مگر مهم است که شبیه شده؟ تو می خواهی با مردم حرف بزنی نمی خواهی با گرافیست دیگری رقابت کنی!

ما روی اخلاق کار نکرده ایم. همه چیز باید با هم درست شود. اگر مسائل اصلی درست شود بحث هایی مثل گرافیک هیئت و… نیز درست می شود. نمی توان پوسته را درست کرد و از اصل قضیه غافل بود.

پس نظر شما این است ما در روند طراحی پوستر مذهبی معطوف به هیئت آنچه که مغفول مانده اصل قضیه بعنوان نگاه اخلاقی به موضوعات مختلف از جمله موضوع پوستر و طراحی است؟

مغز باید درست شود. اگر مغز درست شود در مورد مسائل مختلف فکر میک‌ند که مثلا ما که الان باید به مردم اطلاع رسانی کنیم. چگونه باید این کار را انجام دهیم.

اما در مورد عمومی شدن و همه گیر شدن طراحی که بحث شد باید بگویم که این اتفاق باید بیفتد به هر طریقی هم باید افزایش یابد ولی اینکه وارد فاز رقابت و فخرفروشی شود، درست نیست.

به نظر می رسد همین نگاه رقابتی باعث شده که در محرم چهره نامناسبی از بنرها و تبلیغات هیئت را در سطح شهر شاهد باشیم که وجهه خوبی ندارد؟

این احساس وجود دارد اما در یک بخشی از این قضیه هم مقصر شهرسازی ماست. در کشوهای پیشرفته جاهای خیلی زیادی برای ارائه این جور تبلیغات بطور منظم وجود دارد. مثلا یک سری استوانه ها در نظر گرفته شده که جای چسباندن پوستر است. ما باید برای این کار جایگاه مشخصی داشته باشیم. نه برای تبلیغات جایگاه مناسبی داریم و نه برای طراحی های مذهبی.

مسئله این است که در زمان محرم همه قانون‌گزار می شوند. یعنی من حق دارم برای امام حسین هر قانونی را زیر پا بگذارم؟ می خواهم بگویم که ما احساس می کنیم حال که موضوع امام حسین است قانون تعطیل و ما هر کاری دوست داشته باشیم می توانیم انجام دهیم و هیچ کس حق ندارد حرفی بزند.

به نظر می رسد در سالهای گذشته و بطور خاص بعد از انقلاب در طرح های هنری اصالت از محتوا به سمت جلوه های هنری مدرن و یا اسم افراد -در مورد تبلیغات هیئت- رفته است. آیا این فرضیه درست است؟ چه نوع تحولی رخ داده؟ ما مثلا در مورد اعلان های مربوط به شهدا در زمان جنگ می بینیم از یک رنگ های خاصی و یا آیات خاصی استفاده شده است. پیام های خاصی مثلا جهاد، شهادت و… در آن پررنگ است. اما در حال حاضر که یک سیری را طی کردیم تفاوت هایی از حیثی که ذکر شد، صورت گرفته است. این سیر تطور را شما چطور تصویر می کنید؟

یک بخش این تطور مربوط به تکنولوژی است. قبل از انقلاب طراحی های پرچم و کتیبه و کتل مرسوم بود که اینها هم جز گرافیک ایران است. آن گلدوزی هایی که روی بیرق ها صورت می گیرد یک بخش آن کار گرافیکی بوده است. اینها هنوز کاربرد خود را دارند. البته تکنولوژی بر آنها نیز اثر گذاشته است.

لذا تکنولوژی پارچه و دوخت سرجای خود عمل کرده است. اما در مورد اعلان شهدا، چند نکته باید مورد توجه قرار بگیرد. یکی اینکه اعلان مربوط به شهدا یک قاب لازم داشت که عکس و متن در آن تغییر کند. چند قاب وجود داشته که این قاب ها برای دیگر شهدا تکرار شده است. گل لاله و رنگ قرمز و آیات قرآن در این اعلان نشان می داد که فرد شهید شده است. نکته دوم حال و هوای مردم ایران است که حال و هوای مظاهر مادی نداشته است و خاکی بودن موضوعیت دارد. روحیات دنیاطلبی وجود نداشت. لذا این حال و هوا بر هنر آن دوره نیز اثر می گذاشت.

در کنار این موضوعات تکنولوژی چاپ کامپیوتری را هم باید در نظر گرفت. من فکر می کنم که این موج جدید از چاپ بنر شروع شد. بخاطر اینکه ارزان قیمت است و بسیار سریع آماده می شود. این تکنولوژی به نظر من باعث شده که این نوع تبلیغات فراوان شود. مثل بنرهای خوش‌آمدگویی مکه و عتبات که همه گیر شده است. در گذشته بیشتر چراغانی می شد ولی اکنون تعداد بنرها و… موضوعیت دارد!

نکته ای که وجود دارد این است که باید کارکرد اعلان را از موضوع محتوا جدا کرد. اگر به دنبال انتقال مفاهیم هستیم باید به سراغ پوسترهای مستقلی از این موضوع برویم.

ما می توانیم این کارکرد را از پوسترهای اعلانی بگیریم که هم انتقال پیام داشته باشد و هم اطلاع رسانی کند، چرا این کار را نکنیم؟

اگر این کار را بکینم طرح ما ناخودآگاه تزئینی می شود. البته در جشنواره اخیر پوستر هیئت خیلی ها این کار را کرده بودند. یعنی محتوا داده بودند و در پایین آن اطلاع رسانی کرده بودند. این منطقی است که اطلاع رسانی هیئت را کوچک کنیم و پایین ببریم و از پوستر انتقال مفهوم طلب کنیم. ولی آنها که طرح را بر اساس اسم سخنران و یا مداح طراحی می کنند نمی توان آن را ارزش گذاری کرد. چون هنوز به این سوال پاسخ نداده ایم که این کار درست است یا نه.

بحثی که وجود دارد این است که در تبلیغات اسم افراد عالم قید شود که هر کس به دنبال سخنرانی او می گردد بتواند مجلس او را پیدا کند و یا بستری را فراهم کنیم که افراد بیشتری از حضور این فرد استفاده کنند. لذا این موضوع کارکرد مثبت هم می تواند داشته باشد.

جایگاه مطلوبی که شما در مورد پوستر و طراحی در حوزه هیئت تصور می کنید چیست؟

در ابتدا ما نیاز به تعقل داریم که بدانیم ما برای چه هیئت را برگزار می کنیم. چه کنیم که مخاطب ما بیشتر اثر بگیرد. اگر هر کس در هیئت خودش به این سوالات پاسخ دهد باقی مسائل مشخص می شوند. پاسخ به این سوالات روی گرافیک هیئت هم تاثیر می گذارد. خدا شاید از گرافیک حرف نزده باشد ولی بسیاری از پاسخ های کلی خط مشی ما را در مسائل مختلف مشخص می کند.

این مسئله را نیز مانند شیوه زندگی دینی با پوست و ظاهر نمی توان درست کرد. البته باید تحقیق و مطالعه صورت گیرد و یا مثلا اعلان های مجالس خارجی و… را ببیند و آنها را مطالعه کند که آنها چگونه افراد را جذب می کنند. به گذشته خود هم باید نگاه کنیم که مثلا تعزیه خوان ها چه می کردند و چطور مردم دور آنها جمع می شدند؟

باید به این سوال پاسخ دهیم که وقتی من دکور میزنم برای چه این کار را انجام می دهم؟ می خواهم خودم را نشان دهم یا می خواهم به آدم ها حال خوبی دست دهد؟ می خواهم تمرکز آنها را بگیرم یا می خواهم تمرکز آنها را بیشتر کنم؟

شرایطی که برای یک هیئت هزار نفری و یک هیئت خانگی قابل تصور است با هم متفاوت است. این تعاریف ممکن در جاهای مختلف متفاوت شود. به هر حال هدفمندی را باید مشخص کرد که به خیلی از کارهای ما جهت می دهد.

ارزیابی شما بعنوان داور از مسابقاتی که در حوزه پوستر هیئتی برگزار می شود چیست؟ شما چه خصیصه هایی برای ارزیابی آن کارها در نظر می گیرید؟

من در سه دوره داور بودم و به نظر من کارها از نظر کیفی بهتر شده است. اینکه آموزش داده شود که برای اعلان چه استانداردهایی نیاز است اتفاق خوبی است.

ببینید خیلی خوب است که هیئت ها بصورت تخصصی روی مسائل مختلف مانند گرافیک کار می کنند، باید این کار صورت بگیرد اما به نظر من نیاز است به چند قدم قبل تر هم توجه شود. باید اول مشخص شود که تبلیغ کردن بطور کلی و همچنین در مورد هیئت درست است یا نه؟ باید به اینها پاسخ دهیم. ما هنوز به کلیات پاسخ نداده ایم. ما باید جایگاه تبلیغ و گرافیک را در اسلام و از منظر مبانی اخلاقی مورد ارزیابی قرار دهیم.

مسابقاتی از این دست به یکسری آدم هایی که در تنهایی و بی امکاناتی خود کار می کنند هویت می دهد و کمک می کند و انگیزه می دهد که اینها حتما خوب است.

در این مسابقات ما بر اساس پوستر، آثار را بررسی می کردیم که نهایتا در فاصله کمی قابل دیدن باشد. خیلی از آنها اگر بنر بزرگ شوند و برای چهارراه ها استفاده شوند جواب نخواهند داد. دو گروه وجود داشتند که یکی پوسترهای عاشورایی بود که همان انتقال محتوا را بر عهده داشت و یک گروه هم شامل اعلان ها بود. معیار ما این بود که وقتی این اثر دیده می شود احساس تازگی و خلاقیت در آن وجود داشته باشد و فرد بتواند محتوا را درک کند و آن را مطالعه کند. یکی هم این بود که پیام را بتواند به درستی منتقل کند.

من احساس می کنم که ما به یک استاندارد لازم در حوزه پوستر رسیده ایم اما حرف من این است که باید در هیئت به یک استانداردی برسیم. من احساس می کنم که خیلی نباید به یک بخشی که اهمیت اصلی را ندارد بپردازیم. اینها پیرایه های آن هویت اصلی است. اگر هیئت آن هویت اصلی خود را بازیابد، این خود بزرگترین اعلان برای آن هیئت خواهد بود. اعلان بعنوان پوسته مطرح است که اثر کمی دارد.

 

منبع

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند. *

1 × دو =