حقایقی پیرامون خلاقیت

breakthrough4-1

از آغاز بشریت تا کنون خلاقیت به شکل ها و روش های گوناگونی مطرح شده است . تا چندی پیش مفهوم خلاقیت یک هویت بررسی شده یا یک مفهوم امروزی نبود .اما ترجیحا هویتی ساده بود . در حالیکه خلاقیت نقش مهمی در زندگی بشر ایفا میکند در دنیای امروز مفهوم خلاقیت از اهمیت بیشتری برخوردار است . مردم به درک و شناخت تاثیری که خلاقیت بر انواع سازمان ها و زمینه ها میگذارد میپردازند . به عنوان مثال وقتی به بررسی کلمه خلاقیت در یکی از ماشین های تحقیقاتی در اینتر نت میپردازیم در کمتر از یک ثانیه ۱۵۹۰۰۰صفحه ظاهر میشود .

خلاقیت: تعریف قدیمی (سنتی)

تعریف لغوی و قدیمی خلاقیت همان ” حالت یا کیفیت خلاق بودن است ” . اما این به چه معناست ؟ اینکه کمتر مبهم باشیم یا به اصل تعریف دسترسی پیدا کنیم . خلاقیت بیشتر به معنای ” قابلیت ارتقا دادن به نظریات قوانین الگوها روابط قدیمی یا مانند اینها و ایجاد نظریات اشکال روش ها و تفسیرهای معنا دار و … به طور اساسی و پیشرفته و یا تخیلی . در نهایت خلاقیت به معنای عمل خلاقانه است یا فرایندی که به توسط آن هر کسی از قوه خلاقش استفاده مینماید .

دیکشنری های زیادی خلاقیت را تعریف نموده اند و ریشه همه آنها –خلاقیت تفکر خلاق و … از روی کلمات مشابه – بوده عملکرد بیان منحصر به فرد و مستقل و نو که دارای اصلیت و ریشه و تخیل است . به منظور تعبیر و معنای قدیمی و سنتی دیکشنری Macquarie قدم فراتر می نهد و تعبیر قدیمی “شکست زمین ” و “ابتکاری و نو ” را اضافه می نماید . در اصل خلاقیت به معنای عکس العمل نشان دادن به یک نظر و عقیده است چیزی که نظر را از تخیل به واقعیت تبدیل میکند یا به معنای ساده تر یک نظریه را وارد

یک سطح جدید و نو میکند . عملکرد و خلاقیت دست به دست پیش می روند تا اینکه موجودات نتوانند در جهانی که آنها هستند زندگی کنند . مردم به نظریاتی عکس العمل نشان میدهند که وارد مخیله شان میشود و به ما هرچیزی از Notre Dame Cathedral  در پاریس به ایفون را ارائه میدهند .

یکی ازبزرگترین  متفکران تاریخ کمی بیشتر به بررسی خلاقیت و اهمیت آن پرداخته . ویلیام شکسپیر خلاقیت را همان دیدن  چیزی جدید و نو در مشاهده چیزی قدیمی میداند . دیگران خلاقیت را شکستن پل ها و چشم پوشی از تخیلات و افکار قبلا تصور شده می دانند . خلاقیت در متون معمولی و غیر مهم با fi اطراف آن آمده و با نظرات شوخی و مزاح نموده است و شامل باوری میشود که ما را به راه حل های احتمالی میرساند . خلاقیت در موسیقی به معنای شنیدن یک ریتم یا الگوست که هنوز کنار هم قرار نگرفته اند . به عنوان مثال Ray Charles  دو ریتم  gospel  و  blues  را با هم ترکیب کرده و یک موسیقی منحصر به فرد در آوازش ایجاد و خلق نموده است .

بقیه افراطی تر از این می اندیشند و اعتقاد دارند که خلاقیت یک توانایی ذاتی برای به تعلیق انداختن عقلانیت و حتی سلامت روانی است . خلاقیت از این حقیقت نشات میگیرد که ویژگی خلاقیت با ایجاد مفاهیم جدید شناسایی نمیشود بلکه با روابط غیر معمول و عجیب ایجاد میشود . فرایندهای ناشی از نو آوری در ادراک به نظر منطقی و عقلانی میرسند . اما اکثریت ورزش های خلاقانه از افرادی نشات میگیرند که با الگوهای فکری پذیرفته شده اختلاف عقیده دارند (DeBono) . از نظریه بنیادی ادیسون برای استفاده از الکتریسیته به جای نفت برای ایجاد نور و روشنایی تا کشیدن رنگ روی کرباس به سبکی بسیار خاص و منحصر به فرد مانند Van Gogh   خلاقیت شامل تغییراتی میشود تا تعبیر و تعریف این کلمه رضایت بخش باشد . در دنیای هنر پیکاسو این تغییر را اینگونه خلاقیت تعبیر میکند ” هر عمل خلاقانه ای ابتدا یک عمل تخریبی بوده است . “

در حالیکه خلاقیت هم شامل ایجاد نظرات جدید و نو و گاهی اوقات تخریب مفاهیم موجود میشود شایان ذکر است که عمل ترکیب عقاید موجود به روش جدید و بیگانه نیز خلاقیت محسوب میگردد. برخی از بزرگترین مبتکران تاریخ ترکیبات جدیدی از مفاهیم و اشیا موجود را کشف نموده اند و از آنها برای مقاصد جدیدشان استفاده نموده اند . به عنوان مثال چرخشت ها از جانز گوتنبرک الهام گرفته تا این مفهوم را با چاپ تطبیق دهند . مطبوعات چاپ شده گوتنبرگ نمونه محکمی از در دست داشتن عناصر موجود و ایجاد نه تنها ابزاری کاربردی بلکه ابزاری تسریع کننده برای تبادل اطلاعات میباشد .

خلاقیت یک موضوع پیچیده است و میتواند از دیدگاه های گوناگونی مشاهده گردد . یکی از روش های مشاهده خلاقیت از طریق فرضیه ۴Ps میباشد: فرد –مکان-فرایند و محصول . فرد مربوط به ویژگی های حقیقی و ویژگی های شخصیتی میشود که  کمک میکند یک فرد خلاق شود و اینها مسوول خلاقیت های خیلی شخصی مان میشوند . مکان به فضای فیزیکی و محیط سازمان دهی شده ای مربوط میشود که خلاقیت در آن رخ میدهد. فرایند همان روشی است که با آن به هدف نهایی میرسیم و همان مراحل و فنون تفکری است که ما را به محصول خلاق می رساند . محصول همان تولید کار سرویس و خدمات یا نو آوری  نهایی خلاقانه است که از طریق فرایند خلاق و نظریات خلاقانه حاصل می گردد.

روش مشاهده خلاقیت از طریق فرضیه ۴Ps

در سرتا سر تاریخ نقاط اوج خاصی در افکار و خلاقیت وجود دارند که عبارتند از یونان قدیم- رنسانس -اواسط قرن نوزدهم در وین –استرالیا-و انقلاب تکنولوژیکی اخیر . اگرچه خلاقیت همیشه در این ادوار تعریف شده و مورد بررسی قرار نگرفته اند ولی هنوز بر آنها تاکید میشود و شکوفا میشوند . در حقیقت بازنگری این برهه های زمانی منجر به بررسی و تعریف عناصربه کار رفته  خلاقیت با استفاده از فرضیه منطقی ۴P  می شود .

یونان خیلی پیشرفته قدیم بر زبان سیاست فلسفه و هنر تمدن های اینده بسیار موثر بوده است . یک بعد عظیم فرهنگ در یونان قدیم حول فلسفه می چرخد که بر نقش منطق و تفکر درون گرایانه تاکید دارد. پلاتو و آریستوتل دو فلسفه دان معروف و نامی آن زمان بودند . این دوره از تاریخ به علت مشارکت و همزمانی آن با موسیقی ادبیات هنر علوم و معماری  معروف و شناخته شده است . علیرغم همه این مشارکت ها و نو آوری ها یونان قدیم به مفهوم خلاقیت اعتقاد و باور ندارد . آنها مفهومی به معنای خالق یا خلق کننده ندارند البته کلمه poien یعنی سازنده را دارند . آنها اعتقاد دارند مفهوم خلاقیت به معنای آزادی عمل میباشد . آین با مفهوم هنر از نظر آنها مطابقت ندارد و هنر از نظر آنها techne به معنای” ساختن اشیا  مطابق قوانین ” میباشد . بنابراین کل فرضیه هنرهمانطور که امروزه اغلب با هنر در ارتباطیم  پیوستن به قوانین بر خلاف آزمایش و تفکر خارج از بعد یا چهار چوب می باشد . مطابق یونان قدیم طبیعت کامل است و در معرض قوانین می باشد . بشر به دنبال کشف قوانین طبیعت بوده و بیشتر از جستجو به دنبال آزادی در معرض آنها قرار می گرفته است . شاعر تنها کسی بوده که از این قانون مستثنی بوده و باور داشته که حقیقتا خلاق است زیرا وی خود را با قوانین محدود نکرده و در حقیقت چیز جدید و خلاقانه ای ایجاد نموده است . با نگاهی به یونان قدیم و با درک و شناخت امروزی از خلاقیت واضح است که یونان قدیم در حقیقت بسیاری از همان اصولی را که مردم امروزه بدان عمل میکنند  را به کار گرفته است. یونان قدیم با حمایت از سوی ساختار محکم سیاسی و دولتی که راهی برای آزادی و منابع بر حسب هنر و فرهنگ می گشاید مکانی است که در آن خلاقیت زاده شده و پیشرفت نموده است .

در طول قرون وسطی و مسیحیت قرون وسطایی افزایش  قدرت کلیسا به شدت تحت تاثیرقرار گرفت و خلاقیت نقصان یافت. کلمه لاتین creatio  به منظور اختصاص یافتن عملکرد خدا ی “creatio ex nihilo ” به کار میرفته که به معنای خلق و ایجاد از هیچ است . بنابراین creation برای فعالیت های بشری به کار برده نمیشود . خلاقیت بشر که یک پیگیری سکولار است تحمل میشود ولی مورد تجلیل یا ارتقا قرار نمیگیرد.

رنسانس یک جنبش فرهنگی بود که از فلورانس ایتالیا در قرن پانزدهم آغاز گردید.فلورانس ویژگی ها و حالات مشخص و معینی داشت که منجر به این توسعه و افزایش ناگهانی نظرات و خلاقیت ها می گردید. شهر های ایالتی ایتالیا ساختار سیاسی خاصی داشتند مهاجرت زیاد دانشجویان یونانی و متون مربوط به سقوط قسطنطنیه و حمایت و سرپرستی medici یکی از خانواده های متمول آن زمان بودند . با در نظر گرفتن فرضیه ۴Ps فلورانس یک مکان ایده آل برای این بیداری مجدد تفکر خلاق گردید.خانواده medici  که حامی و نگهبان هنر ها بودند مامور انجام امور از سوی لئوناردو داوینچی بوتیسلی و میشل آنجلو در میان سایر بزرگان رنسانس گردیدند .هنگام آغاز این جنبش در ایتالیا تا اواخر قرن شانزدهم به آرامی در اروپا نیز گسترش یافت. کلمه رنسانس یک ترجمه ادبی از فرانسه به انگلیسی است و به معنای تولد دوباره میباشداین کلمه مربوط  به فعالیت شکوفا شده در حوزه ادبیات فلسفه هنر موسیقی و علوم میباشد. اکنون زمان احیا و تجدید سکولار بود یک روش تفکر بررسی شده و درون نگرانه که ویژگی های زندگی و فرهنگ هر دوره کلاسیک را نشان میدهد. در حالیکه دوره قرون وسطی فاقد آزادی و طبیعی بودن میباشد رنسانس زمان شکوفایی و بیداری خلاقیت بود که منجر به فرد گرایی بیشتر و ترک روش های سخت دوره قرون وسطی می شد.با نگاهی به رنسانس از دید مفاهیم پیشرفته خلاق میتوان فهمید که این بعد شخصی زمانی مهم است که با تلاشهای خلاقانه همراه باشد . رنسانس به افراد این اجازه را می دهد که از توانایی ها و قابلیت هایشان در جهت نو آوری و و ایجاد استفاده نموده و آنها را تشویق به داشتن مهارت ها و استعدادهای گوناگون نمایند و در یک هنر و صنعت نا محدود نمایند. این راهی به سوی مفهوم ” بشر رنسانسی ” یعنی فردی که دارای علایق و پیگرد های هوشمندانه دارد ارائه می دهد . در سرتا سر این دوره تاریخی مهم ما به بررسی ۴Ps میپردازیم. رنسانس بعضی از مجلل ترین هنرها ادبیات و فلسفه  دنیا را ایجاد نموده که امروزه بسار تاثیر گذار میباشد.

یکی از روش های مشاهده خلاقیت از طریق نظریه ۴Ps میباشد.

در سال ۱۸۰۴ وین پایتخت امپراطوری استرالیا و مجارستان شد و نقش زیادی در سیاست دنیا و همچنین فرهنگ و هنر داشت و در راس موسیقی وهنر کلاسیک عمل می کرد . شهر اروپایی مرکز تئاتر ها و اپرا های فراوان بود و خانه برخی موسیقی دانان معروف شدکه عبارتند از Wolfgang Amadeus Mozart , Joseph Haydn, Ludwig van Beethoven, Franz Schubert  و Johannes Brahms  .  بعلاوه  یک موج خروشان و سریع در قهوه خانه های وین به وقوع پیوست که سبب شد این قهوه خانه ها مکانی برای مذاکرات و مباحثات سیاسی علمی هنری و عقلانی و خردمندانه گردد . در طول رنسانس مانند فلورانس وین مکانی ایده ال برای احیا و تجدید حیات خلاقانه گردید.

طوفان کامل و بی عیب

ظهور و ورود اینترنت طلیعه دار دوره جدید خلاقیت بود . نه زمانیکه  جونز گوتنبرگ  انقلاب چاپ را در قرن پانزدهم آغاز نمود نوع بشر در حاشیه چنین تغییرات و پیشرفت های فوق العاده ای در تفکر نگه داشته شده بود . دموکراسی تکنولوژی ها و موجودیت بازارهای فروش در سالهای اخیر مفهوم خلاقیت را تغییر داد و سبب شد مردمان زیادی تا آن زمان با حرفه های خلاقانه کنار بیایند وبه آنها  قانع شوند . عدم وابستگی به هرگونه آموزش رسمی ابزار با هزینه های کمتر یا لاین رایگان بسیاری را تشویق به مشارکت در این فعالیت های  خلاقانه نمود . اینترنت جهان را غنی از نظرات و تصاویر ارزشمند کرد که فرایند تفکر را تسریع میبخشید و برخی دیدگاه های جدید را نشان میداد . این به دیدگاه و درک و شناخت خلاقیت به عنوان یک مهارت و بیشتر از یک استعداد می افزود . در حالیکه مغز ما احتمالا به طرز چشمگیری تغییر نمیکند اینترنت چیزهای جدیدی راجع به عملکرد داخلی مغز و ذهن های ما نشان داد که و سبب شد جوامع خلاق پرورش یابند و نظراتشان را به اشتراک بگذارند. افزایش جمعیت و دسترسی به نرم افزار مجازا پا را فراتر از گلیم خلاقیت نهادن بود . آنچه ما اکنون از خلاقیت میدانیم و روش های پرورش آن مربوط به پیشرفت تکنولوژی است . پیشرفت های علوم و درک و شناخت روانشناسانه مغز انسان و ساخت و ایجاد مجدد اسطوره و و تعصب و یک فرد خلاق و دموکراسی تکنولوژی و واقع گرایی که با آن خلاقیت اموزش داده میشود با عمل پرورش و بهبود میابد و همه اینها با هم طوفانی عمیق در جهت توسعه تفکر خلاق به عنوان یک مهارت ایجاد میکنند .

حقیقت#۱:تکنولوژی آینه خلاقیت است

اینترنت به مردم کمک میکند تا حقایق جدیدی درباره خلاقیت کشف کنند . تکنولوژی به مردم اجازه مشارکت نمودن در نظریات یا آموختن روش های مشارکت بهتر آنها را می دهد . نسل های جدیدی چون Generation Y یا Millennials از ابتدا و نه به طور کامل در این تکنولوژی رشد و پرورش یافته اند و جهان را تحت تاثیر قرار داده اند . روشی که این نسل با آن به تفکر میپردازند و فرایندها و تبادل اطلاعات مانند روشی که سایر نسل ها انجام میدهند نیست . به عنوان بخشی از John D.  و موسسه Catherine T. MacArthur  در  Digital Media and Learning  ,  Patricia G. Lango  و Mizuko  به تحقیق و بررسی چگونگی تاثیر و قدرت نمایی آن بر بچه ها و نوجوانان دوازده تا هجده سال پرداخته اند . Lange  و Ito دریافتند که پرورش و رشد ابزار و تجهیزات دیجیتالی تولید رسانه ای همراه با سایت هایی که جوانان کارهای رسانه ای شان را به عرضه میگذاند و به شرح آن میپردازند یک محیط رسانه ای جدیدی ایجاد مینماید که روزانه از ایجاد رسانه ها حمایت مینماید و با کودکانی که با تولید خلاق درگیرند مشارکت میکند.

در مستندشان با نام PressPausePlay کارگردانان ویکتور کولر و دیوید دورسکی از طریق مصاحبات گوناگون نشان دادند که چطور تکنولوژی کودکان را قادر میسازد مانند افراد بیست سی ساله عمل نمایند تا نیروه بالقوه خلاق شان را بگشایند و رها سازند و کوشش فراوان نموده تا محصول خلاقانه ای مثل فیلم عکس کتابها موسیقی یا حتی محصولات رسانه ای پیچیده را به وجود آورند . بسیاری از خلاقیت ها با جدا نمودن ابزار موجود در اینترنت بیشتر از یک آموزش رسمی در فیلم عکس یا نوشته خرید و فروش میشوند . بیان خلاق محدود به معلم و کلاس نمیشود . هر کسی با وجود دسترسی اینترنتی میتواند محصول خلاق تولید نماید.

همچنین تکنولوژی در حال تغییر دادن قوانینی است که چطور نظریات توسعه می یابند و تبدیل به محصولات و خدمات نو آورانه در گذشته می شوند  و پیش بینی اینکه چه چیز جدیدی در یک ماه آینده خواهد آمد را دشوار می نمایند . افراد و سازمان ها از این گرایش به خوبی آگاهند . تغییر سریع و مداوم محیطی کامل برای شکوفایی افکار خلاق فراهم مینمایند تا عاملان افکار خلاق رشد کنند و مهارت هایشان را گسترش دهند و زمینه آموزشی برای متفکران جدید که می خواهند محدودیت توانایی شان را به سوی  ایجاد و مشارکت نظریات سوق دهند فراهم نمایند .اکنون  خلاقیت به عنوان یک مهارت بیش از پیش در حال جستجو است . نیاز به ارتقا و پیشرفت متفکران خلاق حل کننده های مشکلات و جویندگان فرصت یک جز اساسی و مهم موفقیت است که به تجارت محدود نمیشود . اما تاثیر زیادی بر کیفیت و رضایت مندی زندگی یک فرد دارد .

حقیقت ۲#: خلاقیت قابل یادگیری و عملی کردن است .

عدم وابستگی به چهار چوب ها وجوامع   فرهنگی گوناگون در دنیا و باور اینکه یک فرد یا خلاق هست یا نیست هنوز به طرز گسترده ای نشان داده می شود . بسیاری مردم هنوز بر این باورند که فقط بعضی افراد خلاق هستند و خلاقیت هنوز یک مهارت خاص و ممتازاست که فقط بعضی ها آن را دارند . اما این تصور غلط اکنون در حال تغییر است . در سال های اخیر شواهد زیادی مبنی بر اینکه مهارت های خلاقیت و تفکر خلاق آموزش داده میشود و عمل میشود بروز نمودند. تینا سیلیگ کارگردان اجرایی برنامه خرید و فروش تکنولوژی استانفورد و نویسنده inGENIUS با عنوان  A Crash Course on Creativity  ثابت کرد هرکسی میتواند خلاقیت خود را زیاد و کم نماید درست مثل کسانی که میتوانند توانایی ورزشی یا موسیقی خود را با آموزش مناسب و تمرین های مربوطه افزایش دهند .

بر اساس کار من با دانشجویان و متخصصان خلاقیت و تفکر خلاق گرایش های زیادی را مشاهده نمودم . اول همیشه افرادی وجود دارند که خودشان را خلاق میدانند و خلاقیت شان را با بیان خلاق در عمل هنر عکاسی و شعر و سایر مسایل هنری بروز می دهند . به عنوان مثال یک دانشجوی قدیمی با نام سیریل اربانو میگوید او همیشه میدانسته که دارای یک رگ خلاق است ” بیان خلاق من همیشه روی صحنه  بوده خواه هنگام رقصیدن با آوازها و آهنگ های معروف خواندن آواز در جلوی جمعیت و یا بازی نقش در یک صحنه تئاتر . این همه آن خلاقیتی بود که من تا کنون میدانستم بیان هنری “

گروه دوم اعتقاد دارند که خلاق نیستند . دانشجوی سابق من با نام کریستینا شیگاوا میگوید ” من روز اول درس تفکر خلاق را به یاد دارم که پروفسور از کسانی که فکر میکنند خلاق هستند خواست دستشان را بالا ببرند من جز اندک کسانی بودم که دستم را بالا نبردم و تا کنون به طور کامل مفهوم خلاقیت را که با آن همه چیز را فهمیدم درک ننموده ام . پیش از این واحد درسی من قانع شده بودم که خلاقیت چیزی است که ما با آن متولد میشویم شما یا آن را دارید یا ندارید و خوش بین بودم که در گزینه آخری قرار داشتم . خلاقیت مخصوص آن نابغه هایی است که دارای مهارت خاصی مثل نقاشی یا موسیقی بودند .

سوم بعد از گذراندن یک واحد در مورد خلاقیت و تفکر خلاق بسیاری از دانشجویان اطلاعات بهتری راجع به خلاقیت شان و مفهوم تفکر خلاق به دست آوردند که به آنها کمک نمود تا تا خلاقیت را بهتربا دیگران  بیان نمایند. از طریق آگاهی های بیشتر و عمل کردن تفکر خلاق آنها نه تنها در طول زمان بهبود می یابد بلکه تبدیل به مهارتی میشود که میتوانند آن را در زندگی شخصی و حرفه ای شان به کار برند . در حالیکه افراد در سطوح مختلف قابلیت های خلاق زندگی شان تغییر می نمایند مطابق گفته دانشمندان همگی در خلاق به دنیا می آیند . همه نوجوانان توانایی فکر کردن به طور متباین را دارند که یک ویژگی مهم خلاقیت است . اما در طول زمان آنها این خلاقیت را در نتیجه آموزش رسمی و اجتماع و زندگی شخصی از دست می دهند در نتیجه شروع به قضاوت در مورد توانایی های خلاقشان با قیاس خود با دیگران میکنند .

این حقیقت که توانایی خلاقیت فرد میتواند در طول زمان کمرنگ شود به معنای آن است که فقط خود تو باید خلاقیت و قوه خلاقیت خود را کشف نمایی و آنها را با یک اصول منظمی تمرین کنی . دانشجوی سابق بنده با نام ربکا شیفر همپن میگوید من هرگز به طور واقعی خود را مانند یک فرد خلاق ندیدم  اما با نگاهی به واحد درسی تفکر خلاق در یافتم که هر کس حتی خودم میتوانیم خلاق باشیم . دانشجوی دیگرم با نام ترنگ فان میگوید وقتی من این واحد را برداشتم شک داشتم چون مثل بیشتر مردم من اعتقاد داشتم بعضی ها خلاق هستند و بعضی ها نیستند چیزی که فهمیدم این بود که خلاقیت یک مهارت ذاتی است که ما داریم . چه این مهارت را تمرین نماییم و چه تمرین نکنیم آن را داریم . علاوه بر اینکه خلاقیت از درون نشات میگیرد من دریافتم که ما میتوانیم خلاقیت  را در محیط اطراف مان بسازیم .

به نظر میرسد زمان بهتری برای شروع یک سفر شخصی جهت بررسی و کشف خلاقیت  وجود ندارد . بدون توجه به تجربه خلاق تان فرصتی برای تکیه دادن به قوه خلاقیت تان با افزودن دانش و تمرین ماهیچه های مغزتان دریک دوره منظم وجود دارد . 


منبع

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند. *

15 − 13 =